انسان در طول زندگی دائماً در حال انتخاب است؛ اما برخی انتخاب ها حیاتی تر از بقیه هستند؛ مانند انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب سبک زندگی و...

در این مطلب نکاتی که در مورد انتخاب شغل به ذهنم می رسد را بیان می کنم:
دقت کنید که برخلاف تصور اولیه، بهترین شغل لزوماً شغلی نیست که درآمدش بالا باشد. نشان به آن نشان که اگر به شما بگویند که کار در معدن بالاترین درآمد را دارد، شما انتخاب می کنید؟ پس معلوم می شود که بهترین شغل باید مجموعه ای از شرایط را داشته باشد؛ برخی از شرایط این ها هستند:
یعنی شغلی که انتخاب می کنید، چه درصدی از جامعه به آن نیاز دارند؟ از نظر درآمدی این مورد از همه مهم تر است.
اگر سؤال شما این است که چرا دندان پزشکان معمولاً وضع مالی خوبی دارند، یکی از پاسخ هایش همین است که نسبت به شغل های دیگر، افراد بیشتری از جامعه (تقریباً تمام افراد جامعه) به آن نیاز دارند. آن را مقایسه کنید با مثلاً مکانیکی که جامعه هدفش فقط افرادی است که ماشین دارند.
اما اگر سؤال شما این است که سوپرمارکت که جامعه هدفش از دندان پزشک بیشتر است، پس چرا سوپرمارکتی ها مثل دندان پزشکان پولدار نیستند؛ جوابش در مورد بعد نهفته است:
شغلی که انتخاب می کنید هر چقدر ارزش افزوده اش بیشتر باشد، بهتر است. ارزش افزوده یعنی مثلاً شما اگر نگین تراشی داشته باشید، یک سنگ بی ارزش را از بیابان می آورید و می تراشید و تبدیل به نگین انگشتر می کنید؛ حالا این نگین که ارزشی نداشت ۱ میلیون تومان ارزش پیدا می کند. این، ارزش افزوده آن نگین است.
حالا اگر بتوانید شغلی انتخاب کنید که از «هیچی» پول در بیاورید؛ یعنی خرج خاصی نکنید و فقط پول گذشت زمان را بگیرید، این بهترین شغل خواهد بود. مثلاً سخنرانان (روان شناسان و روحانیون و...) ارزش افزوده بالایی در شغلشان دارند. آن ها از هیچی پول در می آورند. برنامه نویسان هم همینطور؛ یک کامپیوتر ساده خرجشان است؛ هر چه تولید کنند و بفروشند ارزش افزوده است. (می توان گفت که اگر آمریکا برای خودش کسی شد، جدا از دزدی هایی از ملل دیگر کرد، چون روی برنامه نویسی سرمایه گذاری کرد و ارزش افزوده اش را بالا برد)
پس حالا می فهمیم که چرا سوپرمارکت احتمالاً نسبت به دندان پزشک درآمد کمتری دارد. چون سوپرمارکت ارزش افزوده ندارد و فقط مقداری سود روی هزینه ای که کرده می گیرد؛ اما دندان پزشک ارزش افزوده اش بیشتر است. حالا دندان پزشک برای ترمیم دندان باید هزینه سیمان دندان و مواد بی حس کننده و دستگاه ها و ابزارها را بدهد و در این مورد برنامه نویس که فقط یک کامپیوتر ساده نیاز دارد، نسبت به دندان پزشک برگ برنده را دارد.
در این مورد در مطلب «مهم ترین موضوع قبل از انتخاب شغل: به واسطه آن شغل با چه کسانی همنشین می شوید؟» صحبت کرده ام. خیلی مهم است که بدانید در شغلی که انتخاب می کنید، ارباب رجوع و هم صنفی های شما چه کسانی هستند؟ فراموش نکنید که شما مثل هم صنفی های خودتان می شوید و ارباب رجوعان شما هم شما را تحت تأثیر قرار خواهند داد. مثلاً اگر یک جوان مجرد رفت طلافروشی راه انداخت و هر روز ده ها خانم با انواع آرایش با او هم کلام شدند، نباید انتظار داشت این جوان چندان زندگی سالمی داشته باشد؛ ضمن اینکه به هر حال وارد یک صنف شده است که اکثراً فقط دنیا برایشان مهم است. یا جوان مجردی که فیلمبردار و ادیتور فیلم عروسی می شود، چه شغل خطرناکی دارد. یا مثلاً یک ساختمان ساز را تصور کنید؛ با چه افرادی هم نشین خواهد شد؟ یکی شان، خودش را مسخره می کرد، دائم می گفت: جلسه دارم، جلسه دارم باید برم، با کارگرهای ساختمان جلسه دارم...!! سطح شما ممکن است در این شغل در حد یک کارگر ساختمان و راننده وانت و نیسان آبی و... باقی بماند. شغل هایی مثل باشگاه های مختلف (بدنسازی، بیلیارد و...)، ماشین فروشی، املاک و امثالهم هم به نظر می رسد با افراد جالبی هم صنف و هم نشین نباشند. اما مثلاً به شغل هایی مثل استادی دانشگاه، برنامه نویسی، سخنرانی و... دقت کنید که با چه افرادی درگیر خواهند شد.
از این لحاظ هم به دندان پرشکی نگاه مجدد بیندازید! به یکی از دندان پزشک های آشنا به شوخی می گفتم: من رشته های مختلف را خوانده ام، می خواهم دندان پرشکی هم بخوانم و هم صنف شما شوم. جمله جالبی گفت! گفت: بیکاری می خواهی دست در دهان هر کس و ناکسی کنی!؟ وقتی دقت کردم دیدم راست می گوید: تصور کنید صبح تا شب با یک سری دهان های نه چندان زیبا و احیاناً با بوی بد و... درگیر باشید! نسبت به برنامه نویسی یا استادی دانشگاه که چقدر تمیز و اتوکشیده خواهید بود.
یکی دیگر از موارد که باید در درازمدت به آن دقت کرد، این است که آن شغل شما را تا کی و تا چه اندازه درگیر با علم نگاه می دارد؟ مثلاً شغلی مثل نانوایی یا مکانیکی و... را مقایسه کنید با متخصص امنیت سایبری یا مهندس نرم افزار و امثال این شغل ها که هر روز نیاز دارد که شما خودتان را به روز کنید وگرنه عقب خواهید ماند.
این ممکن است در اوائلِ شغل مهم نباشد اما وقتی ۲۰ سال در یک شغل فرسایشی مشغول به کار بودی کم کم احساس می کنی داری زوال مغز و آلزایمر و... می گیری.
در انتخاب شغل باید دقت کرد که این شغل چقدر ریسک دارد؟ برخی شغل ها به ریسکشان نمی ارزد! مثلاً سرمایه گذاری روی رمزارزها! چقدر افراد در اطرافتان با کمرهای شکسته در دنیای رمزارز دیده اید؟ یکی از نزدیکان من چند میلیارد تومان در این دنیا از دست داد و پس از چند سال فعالیت شدید، حالا اسم رمزارز و امثالهم را که پیشش می آوری فشار خونش تا حد سکته بالا می رود!
صحبت من این است: وقتی می شود از مسیرهای دیگر با ریسک نزدیک به صفر یک زندگی خوب داشت، چرا باید بی جهت درگیر ریسک های کُشنده شد؟
ممکن است فکر کنید باید دنبال یک شغل با پرستیژ بالا بود! اما من می خواهم بگویم باید شغلی انتخاب کرد که پرستیژ آن باعث نشود که شما نتوانید خیلی از کارها را انجام دهید. مثلاً من ۲۰ سال است که در حسرت یک استخر رفتن مانده ام! چرا نمی روم؟ چون می ترسم وسط استخر یک دفعه یکی از دانشجوهای خودم بیاید بگوید: استاد! لُختت قشنگه!!!! :) یا ممکن است شما مثلاً فرماندار یک شهر شوید، بعد آیا رویتان خواهد شد که با دوچرخه در شهر بچرخید؟ این موضوع می تواند تا آنجا پیش برود که شما مثلاً سلامتی تان وابسته به دوچرخه سوری و استخر است و به خاطر شغل تان نمی توانید اقدام کنید و یا لذت ببرید.
در عین حال که پرستیژ شغل نباید پایین باشد، اما آنقدرها هم نباید بالا باشد که مانع انجام هر کاری شود.
اگر نمی توانید نگاه های مردم و دوربین ها و... به زندگی تان را تحمل کنید، شغل هایی که خیلی توی چشم هستند مثل ریاست ادارات و مسؤولین شهر و کشور و... را انتخاب نکنید. من بسیاری را دیده ام که مثلاً شغل مداحی را انتخاب کرده اند اما از بس توی چشم بوده اند و آن ها هم نتوانسته اند نگاه ها را مدیریت کنند، تیک های عصبی بدی گرفته اند که ممکن است واقعاً زندگی را مختل کند! مثلاً دائم شانه هایش را بالا می اندازد که کت و شلوارش صاف بایستد! در حالی که الان در خانه است و تی شرت تنش است! (مطلبی که ده سال پیش نوشته بودم: چه چیزهایی باعث می شود انسان تیک عصبی بگیرد؟)
این هم با توجه به پیشرفت های اخیر هوش مصنوعی می تواند مهم باشد. شغلی انتخاب کنید که احتمال حذف آن توسط هوش مصنوعی کمتر باشد. مثلاً اگر تو انتخاب کردی که کار سه بعدی انجام دهی و یا گرافیست بشوی، همین حالا برای خودت یک کیسه گدایی بدوز! در این زمینه این لینک می تواند مفید باشد.
موارد دیگری نیز می شود برای انتخاب شغل بیان کرد که فکر می کنم بعد از این موارد قرار می گیرند.
به هر حال، به نظرم کسی که در سنین انتخاب شغل است، ابتدا باید چند شغل که بیشتر تمایل دارد را لیست کند و سپس یک جدول بسازد که ستون هایش شغل ها هستند و ردیف هایش موارد بالا؛ سپس به هر کدام از آن شغل ها در این موارد یک امتیاز از 0 تا 100 بدهد، احتمالاً هر شغلی که میانگین ستونش بیشتر شود، شغل بهتری خواهد بود.
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند

برچسب:
نویسنده: دانلودی